یک اصطلاح رایج برای بیان داشتن میل شدید به سفر ، اکتشاف مکانهای جدید و کسب تجربیات جدید.
| Thirst for adventure | تشنه ی ماجراجویی To have an intense desire to travel, explore new places and have new experiences. |
جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Thirst for adventure :
| تلفظ | جمله | معنی |
|---|---|---|
| She has a thirst for adventure. She just can’t stop traveling. | او عطش ماجراجویی دارد . او اصلا نمی تواند سفر کردن را متوقف کند. | |
| Those who have a thirst for adventure are willing to sacrifice their comfortable jobs. | کسانی که عطش ماجراجویی دارند حاضرند شغلهای راحت خود را فدا کنند. | |
|
We travel around the world. We’re looking for people who have a thirst for adventure to join our team.
|
ما به دور دنیا سفر می کنیم. ما به دنبال افرادی هستیم که عطش ماجراجویی دارند تا به تیم ما بپیوندند. |