معنی فارسی اصطلاح: Break the journey

Admin
نویسنده تیم آموزشی
انتشار 11 مرداد 1400
بازدید 34

یک اصطلاح رایج برای بیان اینکه حس و حال سفر دارید. یه به سرتون زده کار جدیدی انجام بدین.


[

این اصطلاح رایج برای ایستادن و استراحت در جایی برای مدتی در طول یک سفر طولانی .


Break the journey راتراق کردن، وسط مسافرت توقف کردن
  • To stop somewhere for a while during a long journey.
 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Break the journey :

تلفظ جمله معنی

After three days of walking in the forest, we broke the journey at a small village by the river. بعد از سه روز پیاده روی در جنگل ،  در یک روستای کوچک کنار رودخانه توقف کردیم.

Hey, Jack, let’s break the journey here. I’m so tired, I can’t continue anymore. هی، جک ، بیا اینجا توقف کنیم من خیلی خسته ام ، بیشتر از این نمی توانم ادامه دهم.
We broke the journey at many beautiful places, where we took photos.
ما  در بسیاری از مکان های زیبا ، توقف و استراحت کردیم و عکس گرفتیم
   
She has itchy feet. She loves traveling around the world.
  او حال و هوای سفر دارد (زده به سرش بره به مسافرت) . او عاشق مسافرت به دور دنیا است.  
   
تحول مهارت

دوره‌های تخصصی پیشنهادی

بر اساس این مطلب، این مسیرهای یادگیری برای شما انتخاب شده است:

ضمانت بازگشت وجه دسترسی همیشگی
مشاهده همه دوره‌های آموزشی
@livewireAlertScripts