یک اصطلاح که برای اشاره به وظایف عادی خود استفاده میشود. برای اینکه نشان دهید شما هیچ مشکلی در انجام آنها ندارید و میخواهید آن کار را انجام دهید چون آن قسمتی از کار روزانه شماست و برایتان خیلی عادیست.
| All in a day's work | [modal button_text="ترجمه" close_button="yes" title="ترجمه فارسی" title_background="#7001d6" title_color="#ffffff" background="#ffffff" color="#000000" border="1px solid #7001d6" shadow="0px 0px 0px #000000"]
کار همیشگی
|
جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح All in a day's work :
| تلفظ | جمله | معنی |
|---|---|---|
| 'Are you tired?' 'No, it’s all in a day’s work.' | 'خسته ای؟' "نه ، این کار همیشگی من است ." | |
| Fixing machines seem hard for women but for her, it’s all in a day’s work. | تعمیر کردن دستگاهها برای خانمها سخت به نظر می رسد اما برای او ، این کار همیشگی اوست . | |
|
She can cook for 40 people in just 2 hours. For her, cooking is all in a day’s work.
|
او می تواند در 2 ساعت برای 40 نفر غذا بپزد. برای او ، پخت و پز کار روزانه و همیشگی اش هست. |