این اصطلاح رایج شامل حال کسانی میشود که پولدار به دنیا می آیند و در ناز و نعمت بزرگ میشوند.
| Born with a silver spoon in your mouth | اشراف زاده (زاده شده در خانواده پولدار) Be born into a very rich family, be rich from birth. |
جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Born with a silver spoon in your mouth :
| تلفظ | جمله | معنی |
|---|---|---|
| He was born with a silver spoon in his mouth, so he has never known what hard work is. | او در یک خانواده خیلی ثروتمند به دنیا آمد (یک اشراف زاده است) ، بنابراین او هرگز نفهمید که کار سخت چیست. | |
| Those who were born with a silver spoon in their mouth need to learn how to use money economically. | کسانی که در یک خانواده ثروتمند متولد شده اند ، باید یاد بگیرند که چگونه از پول به صرفه و اقتصادی استفاده کنند. | |
|
Although she was born with a silver spoon in her mouth, she lives a very modest life.
|
اگرچه او اشراف زاده است ، اما زندگی بسیار متواضعانه ای دارد. |