یک اصطلاح رایج برای بیان درآمد اصلی و پایه ای شخص ، معیشت شخص ، شغل یا فعالیتی که به آنها کمک می کند برای زندگی خود درآمد کسب کنید
| Someone's bread and butter | امرار معاش، درآمد اصلی
|
جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Someone's bread and butter :
| تلفظ | جمله | معنی |
|---|---|---|
| His family’s bread and butter comes from his small business. | امرار معاش (درآمد اصلی) خانواده او از شغل كوچك او کسب می شود. | |
| Tutoring is her bread and butter right now. |
تدریس خصوصی اکنون درآمد اصلی اوست . |
|
|
I am financially dependent on my parents but I am going to earn my bread and butter after I graduate.
|
من به والدینم وابسته مالی هستم اما قصد دارم بعد از فارغ التحصیلی درآمد و امرار معاش خود را بدست آورم . |