معنی فارسی اصطلاح: At death's door

Admin
نویسنده تیم آموزشی
انتشار 14 مرداد 1400
بازدید 28

یک اصطلاح برای افرادی کاربرد دارد که بسیار بیمار و در نقطه مرگ هستند.


At death's door  
  • یک پا لب گور بودن، در آستانه ی مردن
  • To be very sick and at the point of dying.
 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح At death's door :

تلفظ جمله معنی

My grandpa was so ill. The doctor said he was at death’s door. پدر بزرگم خیلی مریض بود دکتر گفت که او در آستانه مرگ است.

The little boy is at death's door after the car crash. پسر کوچک پس از تصادف ماشین در آستانه مرگ است .
Jane is so pessimistic, she always thinks she’s at death's door even when she catches a cold.
جین خیلی بدبین است ، او همیشه فکر می کند در آستانه مرگ است حتی وقتی سرما میخورد.
   
تحول مهارت

دوره‌های تخصصی پیشنهادی

بر اساس این مطلب، این مسیرهای یادگیری برای شما انتخاب شده است:

ضمانت بازگشت وجه دسترسی همیشگی
مشاهده همه دوره‌های آموزشی
@livewireAlertScripts