یک اصطلاح برای افرادی کاربرد دارد که بسیار بیمار و در نقطه مرگ هستند.
| At death's door |
|
جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح At death's door :
| تلفظ | جمله | معنی |
|---|---|---|
| My grandpa was so ill. The doctor said he was at death’s door. | پدر بزرگم خیلی مریض بود دکتر گفت که او در آستانه مرگ است. | |
| The little boy is at death's door after the car crash. | پسر کوچک پس از تصادف ماشین در آستانه مرگ است . | |
|
Jane is so pessimistic, she always thinks she’s at death's door even when she catches a cold.
|
جین خیلی بدبین است ، او همیشه فکر می کند در آستانه مرگ است حتی وقتی سرما میخورد. |