امیدها یا رویاهایی که نمی توانند برآورده شوند. رویا ها و خواسته های دست نیافتنی.
| Broken dreams |
|
جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Broken dreams :
| تلفظ | جمله | معنی |
|---|---|---|
| Studying abroad is always my share of broken dreams. | تحصیل در خارج از کشور همیشه سهم من از رویاهای دست نیافتنی است. | |
| I would like to be an athlete one day but since my leg was seriously injured in a car crash, that desire is full of broken dreams. | دوست دارم روزی یک ورزشکار باشم اما از وقتی که پای من در تصادف اتومبیل به طور جدی صدمه دید ، آن تمایل پر از رویاهای دست نیافتنی است. | |
|
Nick had his share of broken dreams in his first relationship.
|
نیک در اولین رابطه خود سهم خود از رویاهای دست نیافتنی را داشت. |