معنی فارسی اصطلاح: Like clockwork

Admin
نویسنده تیم آموزشی
انتشار 11 مرداد 1400
بازدید 43

یک اصطلاح رایج برای بیان عمل یا کاری که همیشه سر وقت و مرتب اتفاق می افتد. عین یک ساعت کار میکند.


Like clockwork بسیار منظم و دقیق To happen regularly at a scheduled time.  
 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Like clockwork :

تلفظ جمله معنی

I’m used to this paperwork, so everything goes like clockwork. من به این مستندات عادت کرده ام ، بنابراین همه چیز خیلی دقیق و منظم پیش می رود .

As long as things go like clockwork, we’ll finish on time. تا زمانی که همه چیز  بسیار منظم و دقیق پیش می رود ما به موقع تمام خواهیم کرد.
Every day at 5 a.m., like clockwork, he goes to the gym. He’s such a healthy man.
 او هر روز ساعت 5 صبح دقیق و منظم ، به ورزشگاه می رود. او یک مرد خیلی سالم است
   
تحول مهارت

دوره‌های تخصصی پیشنهادی

بر اساس این مطلب، این مسیرهای یادگیری برای شما انتخاب شده است:

ضمانت بازگشت وجه دسترسی همیشگی
مشاهده همه دوره‌های آموزشی
@livewireAlertScripts