برای نشان دادن اینکه چیزی خیلی بهتر از آنچه تصور می کردید هست یا خواهد بود.
| Beyond your wildest dreams |
|
جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Beyond your wildest dreams :
| تلفظ | جمله | معنی |
|---|---|---|
| My first prize in the beauty pageant last night was beyond my wildest dreams. | دیشب اولین جایزه ی من در نمایش انتخاب ملکه ی زیبایی فراتر از تصور من بود. | |
| She had never thought of a 9 in the math test, but she got a 10. That result was beyond her wildest dreams. | او هرگز در آزمون ریاضی به یک 9 فکر نکرده بود ، اما 10 نمره کسب کرد. این نتیجه فراتر از تصورش بود. | |
|
The project succeeded beyond our wildest dreams.
|
این پروژه فراتر از تصور ما موفق شد . |