شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Recharge one’s batteries

فهرست مطالب

Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin

یک اصطلاح رایج برای استراحت کردن برای به دست آوردن انرژی بعد از خستگی .


Recharge one’s batteries شارژ شدن

  • To take a break, relax to gain one’s energy after an exhausting time.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Recharge one’s batteries :

تلفظ جمله معنی

Don’t work too hard. Let’s go to the beach and recharge our batteries. خیلی سخت کار نکنید بیایید به ساحل برویم و خودمان را شارژ کنیم.

She asked for some time off to recharge her batteries after the project. او پس از انجام این کار مدتی مرخصی خواست تا خود را شارژ کند .

A day of staying home and listening to music should recharge my batteries.

یک روز ماندن در خانه و گوش دادن به موسیقی باید  مرا شارژ کند .

 

 

مطالب تکمیلی این مبحث

ارسال این مطلب در:
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin
Share on print

نظر شما چیه؟

سوالی دارید بپرسید:

راهنمای ثبت نام در سایت

راهنمای خرید محصولات

راهنمای استفاده از دوره ها

اگر با لینکهای بالامشکل شما حل نشد، بر روی یکی از پیام رسانها کلیک کنید و سوال خود را بپرسید.

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]