شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: At death's door
شناسه پست: 2419
بازدید: 10

یک اصطلاح برای افرادی کاربرد دارد که بسیار بیمار و در نقطه مرگ هستند.


At death’s door  

  • یک پا لب گور بودن، در آستانه ی مردن
  • To be very sick and at the point of dying.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح At death’s door :

تلفظ جمله معنی

My grandpa was so ill. The doctor said he was at death’s door. پدر بزرگم خیلی مریض بود دکتر گفت که او در آستانه مرگ است.

The little boy is at death’s door after the car crash. پسر کوچک پس از تصادف ماشین در آستانه مرگ است .

Jane is so pessimistic, she always thinks she’s at death’s door even when she catches a cold.

جین خیلی بدبین است ، او همیشه فکر می کند در آستانه مرگ است حتی وقتی سرما میخورد.

 

 

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]