شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Work one’s fingers to the bone

فهرست مطالب

Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin

یک اصطلاح که برای اشاره به شدت فعالیتهای شما (مخصوصا در کارهای دستی) استفاده میشود. اینکه به سختی کار میکنید و جان میکَنید.


Work one’s fingers to the bone جان کندن / سخت کار کردن / پدر خود را درآوردن

  • To work extremely hard, especially on manual work.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Work one’s fingers to the bone :

تلفظ جمله معنی
I’ve worked my fingers to the bone but my boss is still not happy. من جان کَندم (پدر خود را درآوردم) اما رئیسم هنور خوشحال نیست..
He worked his fingers to the bone to build his own house. او جان کَند (پدر خود را درآورد) تا خانه خود را بسازد.

Women have to work their fingers to the bone outside the house, then do all the housework when they come back home.

 زنان باید در خارج از خانه جان بکَنند ، سپس هنگام بازگشت به خانه ، تمام کارهای خانه را انجام دهند.

 

 

مطالب تکمیلی این مبحث

ارسال این مطلب در:
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin
Share on print

نظر شما چیه؟

سوالی دارید بپرسید:

راهنمای ثبت نام در سایت

راهنمای خرید محصولات

راهنمای استفاده از دوره ها

اگر با لینکهای بالامشکل شما حل نشد، بر روی یکی از پیام رسانها کلیک کنید و سوال خود را بپرسید.

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]