معنی فارسی اصطلاح: Under the weather

معنی فارسی اصطلاح: Under the weather
لینک مطلب >>

یک اصطلاح رایج برای بیان ناخوش احوال بودن. بیمار بودن.


Under the weather ناخوش احوال-مریض
  • To feel ill.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Under the weather :

تلفظ جمله معنی

John had a day off from work today because he felt under the weather. جان امروز یک روز مرخصی داشت زیرا احساس بیماری می کرد .

‘Hey, Lisa, would you like to go out with us tonight?’ ‘Well, I’m a bit under the weather today. I think I need some rest.’ “سلام ، لیزا ، آیا می خواهی امشب با ما بیرون بروی؟” “خوب ، امروز من کمی مریض احوال هستم. فکر می کنم به استراحت نیاز دارم.

Because it’s getting colder, my grandpa feels under the weather.

چون هوا  سردتر می شود، پدربزرگم احساس ناخوشی می کند.

 

 

دیدگاه‌ها ۰

سوالی دارید بپرسید:

راهنمای ثبت نام در سایت

راهنمای خرید محصولات

راهنمای استفاده از دوره ها

اگر با لینکهای بالامشکل شما حل نشد، بر روی یکی از پیام رسانها کلیک کنید و سوال خود را بپرسید.

Hidden
این قسمت برای اهداف اعتبارسنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند.