شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Tie the knot
شناسه پست: 2464
بازدید: 16

یک اصطلاح رایج برای گفتن اینکه دو نفر ازدواج میکنند:


Tie the knot  

ازدواج کردن

  • To get married.

جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Tie the knot :

تلفظ جمله معنی

After a few months of dating, they decided to tie the knot in May.  

بعد از چند ماه آشنایی ، آنها تصمیم گرفتند در ماه می ازدواج کنند.

Tim tied the knot with Mary last year.  

تیم سال گذشته با مری ازدواج کرد.

Jenny is such an independent woman, she never wants to tie the knot.

 

جنی زن مستقلی است و نمیخواهد هرگز ازدواج کند

 

 

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]