شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Tie the knot

فهرست مطالب

Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin

یک اصطلاح رایج برای گفتن اینکه دو نفر ازدواج میکنند:


Tie the knot  

ازدواج کردن

  • To get married.

جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Tie the knot :

تلفظ جمله معنی

After a few months of dating, they decided to tie the knot in May.  

بعد از چند ماه آشنایی ، آنها تصمیم گرفتند در ماه می ازدواج کنند.

Tim tied the knot with Mary last year.  

تیم سال گذشته با مری ازدواج کرد.

Jenny is such an independent woman, she never wants to tie the knot.

 

جنی زن مستقلی است و نمیخواهد هرگز ازدواج کند

 

 

مطالب تکمیلی این مبحث

ارسال این مطلب در:
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin
Share on print

نظر شما چیه؟

سوالی دارید بپرسید:

راهنمای ثبت نام در سایت

راهنمای خرید محصولات

راهنمای استفاده از دوره ها

اگر با لینکهای بالامشکل شما حل نشد، بر روی یکی از پیام رسانها کلیک کنید و سوال خود را بپرسید.

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]