معنی فارسی اصطلاح: Sit on the fence

فهرست مطالب

لینک مطلب (کپی و ارسال کنید)

این اصطلاح به معنی (عامیانه) بلاتکلیف بودن  میباشد. (که گاهی أوقات بی طرف بودن هم معنی میشود)


Sit on the fence . بلاتکلیف بودن (گاهی أوقات بی طرف بودن هم معنی میشود)

  • To delay or avoid making a decision.

جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Sit on the fence:

تلفظ جمله معنی

1. Moving out and starting an independent life has both pros and cons. She can’t make up her mind. She’s been sitting on the fence for months. بیرون رفتن و شروع یک زندگی مستقل ، هم جوانب مثبت و هم منفی دارد. او نمی تواند تصمیم خودش را بگیرد. ماهها است که بلاتکلیف است .

Both Alex and Michael are very nice. She doesn’t know which one she should choose. She’s sitting on the fence.

 الکس و مایکل هر دو بسیار خوب هستند. او نمی داند کدام یک را انتخاب کند. او بلاتکلیف است.

It’s time you say yes or no to his proposal. Don’t sit on the fence.

وقت آن است که شما به پیشنهاد او بله یا خیر بگویید.بلاتکلیف نباشید.

 

 

مطالب تکمیلی این مبحث

ارسال این مطلب در:

نظر شما چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید
ورود

حساب کاربری ندارید؟

برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.
فروشگاه
0 مورد سبد خرید
وبلاگ
حساب من

سوالی دارید بپرسید:

راهنمای ثبت نام در سایت

راهنمای خرید محصولات

راهنمای استفاده از دوره ها

اگر با لینکهای بالامشکل شما حل نشد، بر روی یکی از پیام رسانها کلیک کنید و سوال خود را بپرسید.

Hidden