معنی فارسی اصطلاح: On top of the world

معنی فارسی اصطلاح: On top of the world
لینک مطلب >>

این اصطلاح را هنگامی استفاده میکنیم که شخصی بشدت احساس خوشبختی و خوشحالی میکند.


On top of the world در بالای جهان بودن ، خیلی خوشحال بودن
  • To feel extremely happy.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح On top of the world :

تلفظ جمله معنی

Harry was on top of the world when Jenny accepted his invitation to dinner. هری بسیار خوشحال بود وقتی که جنی دعوت او  به شام را پذیرفت

People were on top of the world when the national football team won. وقتی تیم ملی فوتبال برنده شد ، مردم بیسار خوشحال بودند

She was on top of the world when her little baby, Jason, was born.

او هنگام تولد نوزاد کوچکش ، جیسون ، بسیار خوشحال بود.

 

 

دیدگاه‌ها ۰

سوالی دارید بپرسید:

راهنمای ثبت نام در سایت

راهنمای خرید محصولات

راهنمای استفاده از دوره ها

اگر با لینکهای بالامشکل شما حل نشد، بر روی یکی از پیام رسانها کلیک کنید و سوال خود را بپرسید.

Hidden
این قسمت برای اهداف اعتبارسنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند.