شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Off The Beaten Track

فهرست مطالب

Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin

یک اصطلاح رایج برای بیان اینکه مکانی یا مسیری، خیلی از آن جایی که افراد زیادی زندگی می کنند فاصله دارد. یه جای بِکر و دست نخورده.


Off The Beaten Track در بیراهه و پرت. جای دور از زندگی و جدا از دیگران. طبیعت بکر.

  • A place or route that is far away from where many people live.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Off The Beaten Track :

تلفظ جمله معنی

The explorers have just found a village off the beaten track. کاوشگران به تازگی یک دهکده در جای دورافتاده پیدا کرده اند.

I want to stay on that island for all of summer vacation because it’s off the beaten track. I don’t want to be disturbed by the crowd.  

من می خواهم  تمام تعطیلات تابستانی در آن جزیره بمانم چون آن جای بِکری است . من نمی خواهم به خاطر شلوغی جمعیت اذیت شوم.

Finding a campsite off the beaten track is an easy task for him because he’s an experienced camper.

 

پیدا کردن یک اردوگاه در جای دورافتاده و خلوت کار ساده ای برای او است زیرا او یک سیاحت گر باتجربه است.

 

 

مطالب تکمیلی این مبحث

ارسال این مطلب در:
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin
Share on print

نظر شما چیه؟

سوالی دارید بپرسید:

راهنمای ثبت نام در سایت

راهنمای خرید محصولات

راهنمای استفاده از دوره ها

اگر با لینکهای بالامشکل شما حل نشد، بر روی یکی از پیام رسانها کلیک کنید و سوال خود را بپرسید.

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]