شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Nothing but skin and bones
شناسه پست: 2415
بازدید: 3

یک اصطلاح برای افرادی که بسیار لاغر هستند و چیزی جز پوست و استخوان نیستند.


Nothing but skin and bones  

  • پوست و استخوان، لاغر مردنی
  • To be extremely thin.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Nothing but skin and bones :

تلفظ جمله معنی

The kids there have nothing to eat. They’re nothing but skin and bones. بچه ها آنجا چیزی برای خوردن ندارند. آنها چیزی نیستند جز پوست و استخوان.(لاغر هستند)

The old man was at death’s door. He was nothing but skin and bones. پیرمرد در آستانه مرگ بود. او خیلی لاغر مردنی بود.

After three months of illness, my cat is nothing but skin and bones.

بعد از سه ماه بیماری ، گربه من چیزی نیست جز پوست و استخوان.

 

 

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]