شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Live out of a suitcase
شناسه پست: 2066
بازدید: 26

این اصطلاح رایج برای بیان ماندن در چندین مکان تنها برای مدت کوتاهی. منظور اینکه حتی وقت نداشته باشی که بین سفر ها چمدان را خالی کنی.


Live out of a suitcase مسافرت زیاد رفتن، زود زود مسافرت رفتن. (منظور اینکه حتی وقت نداشته باشی که بین سفر ها چمدان را خالی کنی)

To stay in several places for only a short time, with only enough belongings to put in a suitcase.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Live out of a suitcase :

تلفظ جمله معنی

It’s time you settled down, Eric. Don’t live out of a suitcase any longer. وقتشه یه جا ساکن بشی اریک. بیشتر از این مسافرت نکن.

She doesn’t like a stable life. She’d rather live out of a suitcase. او زندگی ثابت را دوست ندارد. او ترجیح می دهد زیاد مسافرت کند.

Tom has been living out of a suitcase for years.

 

تام سالهاست که پی در پی مسافرت  می کند .

 

 

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]