شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Live out of a suitcase

فهرست مطالب

Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin

این اصطلاح رایج برای بیان ماندن در چندین مکان تنها برای مدت کوتاهی. منظور اینکه حتی وقت نداشته باشی که بین سفر ها چمدان را خالی کنی.


Live out of a suitcase مسافرت زیاد رفتن، زود زود مسافرت رفتن. (منظور اینکه حتی وقت نداشته باشی که بین سفر ها چمدان را خالی کنی)

To stay in several places for only a short time, with only enough belongings to put in a suitcase.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Live out of a suitcase :

تلفظ جمله معنی

It’s time you settled down, Eric. Don’t live out of a suitcase any longer. وقتشه یه جا ساکن بشی اریک. بیشتر از این مسافرت نکن.

She doesn’t like a stable life. She’d rather live out of a suitcase. او زندگی ثابت را دوست ندارد. او ترجیح می دهد زیاد مسافرت کند.

Tom has been living out of a suitcase for years.

 

تام سالهاست که پی در پی مسافرت  می کند .

 

 

مطالب تکمیلی این مبحث

ارسال این مطلب در:
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on linkedin
Share on print

نظر شما چیه؟

سوالی دارید بپرسید:

راهنمای ثبت نام در سایت

راهنمای خرید محصولات

راهنمای استفاده از دوره ها

اگر با لینکهای بالامشکل شما حل نشد، بر روی یکی از پیام رسانها کلیک کنید و سوال خود را بپرسید.

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]