شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Get your feet under the table
شناسه پست: 1825
بازدید: 9

یک اصطلاح رایج برای بیان اینکه در کار جدید آشنایی و اطمینان بیشتر بدست آوردید. یعنی میتونین راحتتر و با تجربه تر اون کار رو انجام بدید.

.


Get your feet under the table قلق کاری رو بدست آوردن

  • To become familiar and more confident in a new job.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Get your feet under the table :

تلفظ جمله معنی

It’s my first week at the new company. I haven’t gotten my feet under the table. هفته اول من در شرکت جدید است. قلق کار دستم نیومده .

I need time to get my feet under the table. من به زمان نیاز دارم تا قلق کار دستم بیاد.

I was so overwhelmed at first but now I can get my feet under the table.

من در ابتدا بسیار سراسیمه و گیج شدم اما حالا قلق کار دستم اومده.

 

 

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]