شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Fall ill
شناسه پست: 2422
بازدید: 10

یک اصطلاح ربطی به سرما سرماخوردگی ندارد. وقتی کسی به طور کاملا ناگهانی بیمار میشود (هر بیماری) از این اصطلاح استفاده میشود.


Fall ill  

  • بیمار شدن
  • To suddenly become ill.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Fall ill :

تلفظ جمله معنی

The students all fell ill after trying the new drink at the summer camp. دانش آموزان بعد از امتحان کردن نوشیدنی جدید در اردوی تابستان همگی بیمار شدند.

Diana fell ill after the death of her husband. دیانا پس از مرگ شوهرش بیمار شد.

Make sure the kids don’t fall ill just before the exam.

مطمئن شوید که بچه ها درست قبل از امتحان بیمار نشوند .

 

 

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]