شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

معنی فارسی اصطلاح: Beat the clock
شناسه پست: 2083
بازدید: 18

یک اصطلاح رایج برای بیان انجام کاری قبل از مهلت مقرر ، اتمام کار قبل از اتمام زمان.


Beat the clock سروقت. قبل از اتمام وقت

  • To get something done before the deadline, to finish something before time is up.

 

 جملات، تلفظ و مثالهای اصطلاح Beat the clock :

تلفظ جمله معنی

Hurry up! We can’t be late for this important meeting. We need to beat the clock. عجله کن! ما نمی توانیم برای این جلسه مهم دیر کنیم ما باید سروقت باشیم .

Our new campaign will be launched in 4 days. Let’s beat the clock.  

کمپین جدید ما طی 4 روز آغاز می شود. بیایید سروقت باشیم  .

If you want to win the race, you have to beat the clock.

 

اگر می خواهید برنده مسابقه شوید ، باید سروقت باشید. 

 

 

فرم ثبت نام
[ultimatemember form_id="168"]
فرم ورود
[ultimatemember form_id="5384"]